تبليغاتX
دوبیتی های بابا بهروز عریان
   
آرشيو اشعار اول دفتر
 

دوبیتی های بابا بهروز عریان
مو از دست دلُم شاشُم مي­گيره...

نوشته هایی از تجربه های شبانگاهی بهروز عریان در وادی شعر و شاعری. متاسفانه برخی دوبیتی ها از سوراخهای خودسانسوری رد نشده و به دلایل اخلاقی هرگز منتشر نخواهد شد. اساس قافیه دوبیتی ها بر پایه زبان فینگلیسی رایج در sms استوار است، اشکالی ندارد از عجیب بودن آنها تعجب کنید.

برخی اشعار اولیه همراه با پی نوشت ها و توضیحات استاد آیت.

کلیه حقوق برای شاعر محفوظ است. نقل قول تنها با ذکر منبع مجاز است.


عاشقانه
طبیعت
وصف حال
عمومی/اجتماعی
مدح


هفته چهارم آبان 1386
هفته سوم آبان 1386
هفته دوم مهر 1386
هفته سوم مرداد 1386
هفته اوّل مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386
هفته سوم تیر 1386
هفته سوم خرداد 1386
هفته دوم خرداد 1386
هفته اوّل خرداد 1386
هفته چهارم اردیبهشت 1386
هفته سوم اردیبهشت 1386
هفته سوم فروردین 1386
هفته دوم فروردین 1386
هفته اوّل فروردین 1386
هفته چهارم اسفند 1385
هفته دوم اسفند 1385
هفته اوّل اسفند 1385
هفته چهارم بهمن 1385
هفته دوم بهمن 1385
هفته اوّل بهمن 1385
هفته سوم دی 1385
هفته دوم دی 1385
هفته اوّل دی 1385
هفته چهارم آذر 1385
هفته سوم آذر 1385
هفته دوم آذر 1385
هفته اوّل آذر 1385
هفته چهارم آبان 1385
هفته سوم آبان 1385
هفته دوم آبان 1385
هفته اوّل آبان 1385
هفته چهارم مهر 1385
هفته سوم مهر 1385
هفته دوم مهر 1385
هفته اوّل مهر 1385
هفته چهارم شهریور 1385
هفته سوم شهریور 1385
هفته دوم شهریور 1385
هفته اوّل شهریور 1385
هفته چهارم مرداد 1385
هفته سوم مرداد 1385
هفته چهارم خرداد 1385
هفته سوم خرداد 1385
هفته دوم خرداد 1385
هفته اوّل خرداد 1385
هفته چهارم اردیبهشت 1385
هفته سوم اردیبهشت 1385
هفته دوم اردیبهشت 1385
هفته اوّل اردیبهشت 1385
هفته چهارم فروردین 1385
هفته سوم فروردین 1385
هفته دوم فروردین 1385
هفته اوّل فروردین 1385


 

Page copy protected against web site content infringement by Copyscape

Creative Commons License
Creative Commons
Attribution-NonCommercial-NoDerivs 2.5
License

  RSS 

 
طرح: BSurprised
نقاشی اثر استاد فرشچیان


طلب کردُم٬ طلب دارُم٬ طلب داشت     طلب را دادُم و باقیشو برداشت

یـه چـک دادُم بـرا یـک مـاه دیگـه       منو پیچوند و ماه دیگه هم کاشت

 

خب همونطور که به رأی العين مشاهده میکنيد برای بابا بهروز، شاعر بزرگمون مشکل حاد مالی پيش اومده و بنا به دلايل اقتصادی امکان ادامه شاعری و تأمين مخارج سنگين وبلاگ برای ايشون مقدور نيست. از اونجا که هيچ کار فرهنگی ای بدون پشتيبانی معنوی و مادی مخاطبهاش نمیتونه به راه خودش ادامه بده و برای حفظ اين گنجينه گرانبها لطف کنيد کمکهای مالی خودتونو به شماره حساب ۰۰۳۳۶۹۹۹۲-۵  بانک رفاه کارگران نزد شعبه سرآسياب واريز کنيد.

 از اين عزيزان که تا به حال کمک کردند تشکر میکنيم: آرتوش از ممسنی، هارون از مزار شريف و بلقيس از استکهلم.

+  سه شنبه 7 شهریور1385ساعت 22:22
.:   :.

تنفس از دهان دادُم به یارُم     کشیدُم لب به لبهای انارُم

به هوش آمد مرا لب روی لب دید     بگفتا خواهر و مادر ندارُم

 

شاعر زمانی در کلاسهای کمکهای اوليه شرکت کرد اما تنها چيزی که در اين کلاسها توجه او را به خود جلب کرد همين تمرين تنفس مصنوعی بود. بعدها از هر فرصتی که پيش می آمد بابا برای تمرين اين هنر نجات بخش خود استفاده می کرد.مثلا وقتی چيزی به چشم کسی میرفت و ... طبيعی است که صحنه هايی مثل مصراع چهارم بسيار برای شاعر پيش آمده اند.

+  دوشنبه 6 شهریور1385ساعت 23:29
.:   :.

رسیور رو زدُم روشن نشد باز     ندیدُم فیلم امشو رو از آغاز

شده این لعنتی تفریح هر شب     بزن "نرگس" ببینیم امشو ام باز

 

رسيور شاعر در مصراع اول کار نمیکند اما در مصراع دوم او تلويحاً ادعا میکند که فيلم را هرچند نيمه کاره ديده است. در اين اثر به زيبايی از صنعت ادبی "خالی بندی" استفاده شده است. 

+  یکشنبه 5 شهریور1385ساعت 22:1
.:   :.

شُدُم مست و دلُم بی درد و بی تاب     کشیدُم درد مستی بی می ناب

چـرا دردُم نـکـردی چـاره ای دل       درازُم بـی دلُـم در زیـر مـهـتـاب

 

فقط به خاطر دارم که شاعر آن شب این ابیات را در دل کوه در کیسه خواب خود زمزمه میکرد. الهامات شاعرانه و شهودات عارفانه از سویی و کمردرد ناشی از حمل کوله پشتی سنگین و کوهپیمایی طاقتفرسا از سوی دیگر به تولد این اثر شاهکار انجامیده اند.

 

+  چهارشنبه 1 شهریور1385ساعت 21:43
.:   :.

الا بـزغـالـه ی گِـرد و قـلمبه        الا  ٪۶۰ وزن تــو دُمــبــه

 تکان ده باسن نشکفته ات را     بکن رحمی به همراهان زمبه

 شعر در نکوهش تنبلی و تکریم ورزش است. میگویند شاعر زمانی بعد از هفته های متمادی از پشت رایانه خود برمیخیزد، حرکتی به کمر خود میدهد و این ابیات را مناسب حال خود به زبان می آورد.

زُمبه در پایان دوبیتی ایهام بینظیری به وجود آورده: زُمبه نخست همان موجود افسانه ای است که از اصحاب میتی کومان (水戸黄門) دامت کارتونه بود و زمبه دیگر اشاره است به اصطلاح "مشمول زمه کسی شدن" که در گفتار عامیانه به شکل " مشغول زُمبه" در می آید. همراهان زمبه: مشمولان زمه.

+  چهارشنبه 1 شهریور1385ساعت 21:38
.:   :.

بشاشُم بر در سیمین عیالُم     هویجش کارُم آن رب انارُم

بخوانُم در برش "مستر یساری"(۱)     بنوشُم عشق آن شیرین بیانُم

 

(۱) گویا نام مطربی بوده خوش الحان و همروزگار شاعر.

قهر و دعوا و تهدید در بیت اول و ابراز احساسات و آشتی و خوشی در بیت دوم. واقعا کدام اثر در گنجینه ادبیات این سرزمین توانسته چنین ساده و صمیمی اوج و فرودهای همیشگی زندگی روزمره را به تصویر بکشد؟

 

+  چهارشنبه 1 شهریور1385ساعت 21:34
.:   :.

... بالا٬ ... پایین٬ ... روش     ... داخل٬ ... اطرافش و توش

نکن یک باره ... ... دل نگه دار     نکن هرگز تو ... را فراموش

 

من خواهش میکنم کسی فکر بد نکنه. شاعر اینجا یه جور نرمش صبحگاهی رو آموزش میده. ضمنا توصیه بهداشتی مصرع آخر به کار یه نموره ارزش اجتماعی داده.

 

+  چهارشنبه 1 شهریور1385ساعت 21:31
.:   :.

دلُم تنگ دوبیتی گفتنه مرد     شده برخورد دلبر با نَنَم سرد

اگه کاگِل شده دیوار ...     سرِش گرمه خیانت رُفتنه مرد

 

شاعر که دوبیتی گفتن را ترک کرده (ر.ک. دوبیتی ۱۰۱) و به معشوق قول توجه بیشتر به او را داده از کرده پشیمان میشود، معشوقه شاعر لج میکند و بنای ناسازگاری با مادرشوی آینده خود را میگذارد، شاعر از اوضاع بوی خیانت میشنود و... یک دوبیتی ناب حاصل یک دعوای خانوادگی. خیانت به معشوق و همسر و پارتنر تم اصلی بسیاری از فیلمهای خوب فرانسوی و نیز بسیاری از دوبیتیهای خوب باباست.

 

+  چهارشنبه 1 شهریور1385ساعت 21:22
.:   :.